پایان دادن به یک رابطه که مدام در آن روانتان دستکاری میشود و یا فرد علاقه زیادی به کنترل کردن شما دارد، می تواند حتی سخت تر از بودن در آن رابطه باشد. اگرچه ممکن است فکر کنید که شهامت پایان دادن به رابطه را ندارید یا اینکه شریک زندگیتان بدون شما نمی تواند زندگی کند - حتی اگر همیشه به شما صدمه بزند - نمی توانید زندگی نرمال را با شرایط خود شروع کنید تا زمانی که تصمیم به جدا شدن نگیرید. اگر می خواهید واقعاً به رابطه پایان دهید، باید از قبل آماده شوید، برنامه خود را اجرا کنید و آن را دنبال کنید. مهمترین بخش، ایجاد شجاعت برای انجام آن است. در واقع بهتر است بگوییم که اولین مرحله مهم ترین مرحله است! در مقاله 13 نشانه که به شما می گوید پارتنرتان در حال دستکاری روان شماست به بررسی نشانه های کنترل شدن یا دستکاری شدن و راه های غلبه بر آن پرداختیم، اما اگر مشکلتان حاد تر از این حرف هاست و تصمیم به جدا شدن دارید، این مقاله را از دست ندهید.

بسیاری از روابط سمی بسیار بیشتر از آنچه که باید دوام می آورند، زیرا شخصی که تحت کنترل یا دستکاری قرار می گیرد، آن را انکار می کند. ممکن است فکر کنید که شریک زندگی شما کمی بداخلاق یا نیازمند است در حالی که در واقع، آن شخص به آرامی تمام جنبه های زندگی شما را در اختیار گرفته است. در اینجا چند نشانه وجود دارد که نشان می دهد شما در رابطه شخصیتان دچار دستکاری ذهنی هستید:

هنگامی که متوجه شدید که در یک رابطه در حال دستکاری هستید، باید شروع کنید به این فکر کنید که وقتی آن رابطه را تمام کردید چقدر زندگی شما بهتر خواهد شد. این به شما انگیزه می دهد که محکم باشید و با عزم جزم رابطه را ترک کنید و شروع به برنامه ریزی برای خود کنید. این دلایل را یادداشت کنید تا آنها را در ذهن خود داشته باشید و متوجه شوید که اگر می خواهید دوباره از زندگی خود لذت ببرید، باید هر چه سریعتر از آن رابطه سمی خارج شوید. در اینجا چند دلیل وجود دارد که چرا باید رابطه را ترک کنید:

برنامه ریزی کنید که چه می گویید. شما باید حرفتان را کوتاه و شیرین نگه دارید و جایی را برای طرف مقابل باقی نگذارید که سعی کند با شما بحث کند، به شما التماس کند نظر خود را تغییر دهید یا قول دهد که تغییر خواهد کرد یا هر کاری که می خواهید را در ازای ماندن در رابطه برایتان انجام دهد. مجبور نیستید میلیونها دلیل برای اینکه چرا میروید بیاورید یا تمام مواردی را که در آن، شخص شما را ناامید کرده است ذکر کنید - این فقط کار را سختتر میکند.
فقط بگویید: "این رابطه تمام است" یا "زمان خداحافظی فرا رسیده است" و چند جمله دیگر بیان کنید، اما آن را مختصر نگه دارید.
هیچ تلاشی برای انتقام جویی یا اتهام زنی نکنید. این فقط شریک شما را از نظر عاطفی بی ثبات تر می کند.
هنگام ارائه این خبر تا جایی که می توانید آرام باشید. فریاد نکشید، گریه نکنید، اگر نیاز است کمی قدم بزنید. خود را محکم نشان دهید، حتی اگر از درون آسیب می بینید. اگر احساسی به او نشان دهید، شریک زندگیتان سریعا متوجه می شود که هنوز هم می تواند شما را دستکاری کند.
وقتی فهمیدید که چه بگویید، باید نحوه بیان آن را تمرین کنید. این به شما کمک می کند که کار را بهتر پیش ببرید.

برنامه ریزی کنید که چگونه حرفتان را بگویید. هنگامی که با یک فرد ناپایدار یا کنترل کننده سر و کار دارید، روش بیان بسیار مهم است. مهمترین چیزی که باید به آن فکر کنید این است که اگر فرد خشن است یا اگر واقعاً از واکنش آن شخص میترسید، باید خبر را در یک مکان عمومی، جایی که احساس امنیت میکنید، به او ارائه دهید - در صورت لزوم دوستی را به خانه بیاورید.
اگر واقعاً نمی خواهید با آن شخص روبرو شوید، فقط یک یادداشت یا ایمیل برای او بنویسید. اگر آنقدر بد شده است که می ترسید رودررو صحبت کنید، پس هر طور که می توانید از این رابطه بیرون بروید.
اگرچه زمانی که تصمیم به پایان دادن به رابطه گرفتید، باید سریع عمل کنید، کمی به زمان انجام آن فکر کنید. بعد از یک روز سخت یا در میانه یک رویداد بسیار استرس زا، رابطه را پایان ندهید. سعی کنید زمانی را انتخاب کنید که احتمالاً شریک زندگی شما کمی با ثبات تر باشد - حتی اگر این ثبات بسیار اندک باشد.

اگر با آن شخص زندگی میکنید یا چیزهای زیادی را در محل او جا گذاشتهاید، باید به این فکر کنید که چگونه چیزهای خود را پس میگیرید. میتوانید قبل از جدایی از آن شخص، وسایلتان را بردارید، بنابراین مجبور نیستید بعد از جدایی به عقب برگردید. از چند دوست بخواهید بیایند و به شما کمک کنند تا وسایل را بردارید، چه به صورت پنهانی قبل از جدایی یا بعد از جدایی. این باعث می شود احساس امنیت و انگیزه بیشتری برای رفتن داشته باشید.
اگر با آن شخص زندگی می کنید، باید قبل از شروع جدایی مکانی برای اقامت پیدا کنید، بنابراین سرگردان و وسوسه نمی شوید که به آن رابطه برگردید.

رابطه را در ذهن خود تمام کنید. قبل از اینکه به او حرفی بزنید، به خودتان بگویید که این رابطه واقعاً تمام شده است و شروع کنید به عزاداری طبیعی که پس از پایان یک رابطه جدی به وجود می آید. اگر از قبل خود را برای جدایی آماده کنید و عزاداری هایتان را بکنید- بدون اینکه به دیگری بگویید - وقتی زمان جدایی رسید قویتر میشوید زیرا قبلاً تصمیم خود را گرفتهاید.
این روند دشوار است، و اگر در مورد جدایی احساس بدی دارید، این کاملا طبیعی است. اما اعتماد داشته باشید که بسیاری از افرادی که تجربه مشابهی را تجربه کردهاند، موافق هستند که بهترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که از رابطه بیرون بروید.

این مهم ترین چیزی است که باید هنگام گفتن به فردی که در حال جدایی از او هستید در نظر بگیرید. هنگامی که حرفتان را زدید، زده اید، و آن شخص نمی تواند کاری انجام دهد یا چیزی بگوید که باعث شود نظر خود را تغییر دهید. کلماتی را که تمرین کرده اید بگویید و برای رفتن آماده شوید. حتی اگر آن شخص گریه می کند یا کاملاً رقت انگیز به نظر می رسد، فقط تمام آن دلایلی را که چرا باید او را ترک کنید را به خاطر بسپارید.
ممکن است فرد بگوید: "اما شما به من فرصت توضیح نداده اید!" این خیلی بد است -- در واقع، شما به او فرصت های زیادی داده اید.

برای تسلیم شدن در برابر احساسات شریک زندگی خود یا فهرست کردن چهل کاری که او برای ویران کردن زندگی شما انجام داده است معطل نکنید. هرچه توضیحات شما کوتاهتر باشد، احتمال اینکه شریکتان با شما جر و بحث کند یا بخواهد شما را به رابطه برگرداند، کمتر می شود. به یاد داشته باشید -- این یک مذاکره نیست، بنابراین برای گفتگو آماده نشوید. بنابراین حرفتان را بزنید و محل را ترک کنید.

دور از شخص بایستید یا بنشینید -- اجازه ندهید او سعی کند شما را لمس کند، شما را در آغوش بگیرد یا حسی در شما ایجاد کند که تصمیم بگیرید در رابطه باقی بمانید. اگر فرد سعی می کند دست شما را بگیرد، ممکن است وسوسه شوید که به جای انجام کاری که قصد انجامش را داشتید، دوباره با او مهربان باشید.

اگر در طول رابطه مورد دستکاری قرار گرفته اید، پس به احتمال زیاد در طول جدایی دستکاری خواهید شد. اجازه ندهید آن شخص سعی کند با احساساتش شما را تحت تأثیر قرار دهد، به شما بگوید که هرگز شخص دیگری را برای رابطه پیدا نخواهید کرد، یا با تمام کارهایی که او می تواند برای شما انجام دهد اگر بمانید، به شما رشوه بدهد، خواه این پیشنهاد ازدواج با شما، خرید خانه یا رفتن به کلاس های مدیریت خشم اشد.
به خود یادآوری کنید که رابطه را ترک می کنید زیرا از این رفتار دقیق خسته شده اید. این دستکاری دیگر روی شما کار نخواهد کرد.

ممکن است واضح باشد که قرار است با والدین خود زندگی کنید یا در خانه بهترین دوستتان بمانید، اما به آن اشاره نکنید. به آن شخص فرصت ندهید که شما را دنبال کند تا دوباره شما را به دست آورد یا حتی شروع به تعقیب شما کند.

وقتی چیزی را که باید می گفتید گفتید، فقط بروید و محل را ترک کنید. اگر دوستی دارید که در ماشین منتظر است، به سمت او بروید. برای آخرین نگاه محبت آمیز به طرف مقابل تان به عقب نگاه نکنید -- او باعث شد احساس بدبختی و بی ارزشی کنید و شما اکنون تمام اینها را تمام کرده اید. سرتان را بالا بگیرید و از در بیرون بروید و هرگز به عقب نگاه نکنید.

از تماس با فرد خودداری کنید. اجازه ندهید شخص با شما تماس بگیرد، پیامک ارسال کند، در اینستاگرامتان بماند، یا حتی در مکانهایی که احتمالاً حضور دارید ظاهر شود. صحبت کردن با آن شخص فقط باعث می شود که شما بیشتر احساس سردرگمی و آسیب دیدگی کنید و روبرو شدن با او ممکن است اوضاع را به درستی پیش نبرد. اگر فرد گفت که فقط میخواهد چت کند یا دلش برای شما تنگ شده است فریب نخورید - همسر سابقتان فقط سعی میکند شما را به هر طریق ممکن به رابطه بازگرداند.
اگر به هر دلیلی نیاز به صحبت با آن شخص دارید، دوست دارید چیزی را پس بگیرید، یا کاری عملی مرتبط با وسایل متقابل انجام دهید، یک دوست را با خود بیاورید و این کار را در یک مکان عمومی انجام دهید.
اگر شما و آن شخص دوستان مشترک زیادی دارید، باید برای مدتی ارتباط خود را با آنها قطع کنید. به جاهایی نروید که میدانید همسر سابقتان در آنجا خواهد بود، حتی اگر این به معنای این باشد که برای مدتی در خانه دراز بکشید و جایی نروید.

طبیعی است که بدون طرف مقابلتان احساس غمگینی و تنهایی می کنید. اگر او تمام جنبه های زندگی شما را کنترل می کرده و حالا به حال خود رها شدید و مجبورید برای خودتان تصمیم بگیرید، منطقی است که احساس کنید از عهده کوچکترین تصمیمات هم بر نمی آیید و کاملاً تنها و گمشده هستید. اما به یاد داشته باشید که این دقیقاً همان چیزی است که پارتنر سابق شما میخواهد احساس کنید - مثل اینکه نمیتوانید یک روز از زندگی خود را بدون او زندگی کنید.
به خود بگویید که آسان تر خواهد شد -- واقعاً همینطور خواهد شد.
به خود یادآوری کنید که قبل از رابطه، به تنهایی در همه چیز خوب بودید و می توانید دوباره آن شخص باشید.

اگر چه مفید است که پس از جدایی، مدتی را صرف تنهایی و فکر کردن در مورد خود کنید، اما اکنون زمانی نیست که تمام وقت خود را به تنهایی بگذرانید. در عوض، به دوستان و خانواده خود تکیه کنید و تا جایی که می توانید وقت خود را با دیگران بگذرانید. اگرچه آخرین کاری که می خواهید انجام دهید ممکن است رفتن به یک مهمانی باشد، خودتان را مجبور کنید بیرون بروید و سعی کنید کمی سرگرم شوید.
اگرچه در طول یک جدایی استانداردتر باید زمان بیشتری را تنها بگذرانید، اما گذراندن زمان زیادی به تنهایی پس از پایان دادن به یک رابطه که در آن دستکاری ذهنی شده اید و یا تحت کنترل قرار گرفته اید باعث می شود که تمایل بیشتری به بازگشت به پارتنر سابق خود داشته باشید.
دوستان و خانواده شما سیستم پشتیبانی شما هستند. با آنها در مورد اینکه رابطهتان چقدر بد بوده صحبت کنید – با تأیید افکارتان از آنها احساس قویتری خواهید داشت.
از پیش قدم شدن نترسید. شاید به خاطر شریک کنترلگر خود، ارتباطتان را با دوستان نزدیکتان از دست داده اید. فقط صادق باشید و بگویید که می دانید با حذف دوستانتان از زندگی خود اشتباه بزرگی کردید و مایل هستید رابطه دوستانه تان را برگردانید.

اگر تمام وقت خود را صرف غلت زدن در اتاق خود یا تماشای تلویزیون در تاریکی کنید، هرگز نمی توانید بر این رابطه غلبه کنید. سعی کنید با معاشرت با دوستان، پیگیری علایق خود و غوطه ور شدن در کار یا تحصیل تا جایی که می توانید مشغول بمانید. حتی می توانید یک سرگرمی جدید پیدا کنید و سعی کنید آن را دنبال کنید که معنای بیشتری به زندگی شما می بخشد.
هر کاری که انجام می دهید، فقط سعی کنید از خانه خارج شوید. این باعث میشود که کمتر احساس تنهایی کنید، حتی اگر این بیرون رفتن مطالعه کتاب در کافیشاپ باشد.
هفته خود را برنامه ریزی کنید کمی زمان برای تأمل بگذارید، اما مطمئن شوید که هر روز چیزی دارید که منتظر و درگیر آن باشید.
به این به عنوان فرصتی فکر کنید تا کاری را امتحان کنید که هیچ ارتباطی با پارتنر سابقتان نداشته باشد. شاید او از چیزی به سادگی خوردن سوشی یا رفتن به سینما متنفر بود -- این کارها را تا دلتان بخواهد انجام دهید.

به این فکر کنید که چقدر شادتر هستید. این بخش ممکن است کمی طول بکشد، اما به آرامی خواهید دید که چقدر به تنهایی و به دور از رابطه وحشتناک بهتر شده اید. هر شب قبل از رفتن به رختخواب، به یک چیز فکر کنید که اکنون قادر به انجام آن هستید. حتی میتوانید فهرستی از همه چیزهایی که زندگیتان را بهتر کرده و اینکه چقدر احساس میکنید کنترل افکار و اعمالتان در دستان خودتان است، تهیه کنید.
هر زمان که لحظه ای احساس ضعف کردید، این لیست را مرور کنید یا همه دلایلی که باعث می شود زندگی شما بهتر شده باشد را بیان کنید. به خودتان زمان بدهید و خواهید دید که همه چیز بهتر پیش می رود.
شروعی جدید برای رشد برند شخصی یا کسبوکارت — در ارم بلاگ
مشاهده