فروش مودم فیبر نوری


» روش های ساده برای افزایش خود کنترلی

روش های ساده برای افزایش خود کنترلی

زندگی افرادی که خودکنترلی دارند آسانتر از آن چیزی است که فکر می کنید!

"فقط اگر خودکنترلی بیشتری داشتم."

"من چنین ذهن آهنینی ندارم."

«من هم می‌خواهم از زندگی لذت ببرم - نه اینکه فقط رنج بکشم.»

اینها نظراتی هستند که وقتی مردم درباره سبک زندگی من اطالاعات کسب می کنند، دریافت می کنم.

من یکی از آن دسته از افراد مزاحم هستم که میوه و سبزیجات زیادی می‌خورم، پنج بار در هفته ورزش می‌کنم، بخشی از حقوق خود را پس‌انداز می‌کنم و هر روز صبح قبل از کار اهدافم را می نویسم یا کتاب می‌خوانم این یعنی کنترل نفس خوبی دارم. علاوه بر این، حفظ این سبک زندگی برای من سخت نیست. من برای پرهیز از غذاهای ناسالم، گرمای کاناپه یا معاملات بلک فرایدی دندان قروچه نمی کنم.


معرفی محصولات پوستی ترند کره ای 2026 مطلب مرتبط معرفی محصولات پوستی ترند کره ای 2026

به همین دلیل است که من اغلب به این فکر کرده ام که چرا برخی از مردم در مقاومت در برابر وسوسه ها موفق می شوند در حالی که برخی دیگر در تلاش هستند.

برای یافتن برخی از پاسخ ها، تصمیم گرفتم به علم قدرت اراده نگاه کنم. نگاه کردن، به یک غواصی عمیق تبدیل شد و من در طی دو ماه بیش از 25 مقاله آکادمیک را خواندم.

اکنون می خواهم آنچه را که یاد گرفتم با شما به اشتراک بگذارم. آن را داستانی در نظر بگیرید در مورد اینکه چگونه محققان چیزهایی را که خودکنترل کنندگان خوب، همیشه می دانستند آموختند.


افراد خوش شانس با خودکنترلی خوب

چند خبر خوب و چند خبر بد برای کسانی دارم که معتقدند برای رسیدن به اهداف حرفه ای، تحصیلی، رژیم غذایی، ورزشی یا هر هدف دیگری به اراده قوی تری نیاز دارند.


بیایید با خبر «بد» شروع کنیم:

خودکنترلی بالا بسیاری از نتایج مثبت زندگی را پیش‌بینی می‌کند : افرادی که در خودکنترلی مهارت دارند در مدرسه عملکرد بهتری دارند، مشکلات روانی کمتری دارند، روابط بهتری با دوستان و خانواده دارند و به طور کلی رفتارهای تکانشی کمتری مانند پرخوری و سوء مصرف الکل از خود نشان می دهند.


آنها حتی خوشحال تر هستند:

برخلاف فرضیه پیوریتن و سایر دیدگاه‌های خودکنترلی به عنوان فداکاری وحشتناک و خود انضباطی شدید، افراد با [خودکنترلی] بالا معمولاً زندگی در زمان حال را بهتر از دیگران احساس می‌کنند و همچنین از خود رضایت بیشتری دارند.

(متاسفم اگر پنهانی آرزو می کردید که آنها حداقل خوشحال نباشند!)


گروهی از محققان تا آنجا پیش رفتند که خودکنترلی را «یکی از قوی‌ترین و سودمندترین سازگاری‌های روان انسان» نامیدند.


خبر خوب این است:

داشتن خویشتن داری خوب به معنای مبارزه مداوم با وسوسه ها نیست. نوع خودکنترلی که همه آن نتایج خوب را برای شما به ارمغان می آورد، بی دردسرتر از چیزی است که معمولاً در اصطلاحات «نیروی اراده» و «انضباط شخصی» پیشنهاد می شود.


بقیه این مقاله به توضیح علت این امر اختصاص خواهد داشت. هدف این نیست که ادعا کنیم مقاومت در برابر وسوسه ها در لحظه کار نمی کند (در واقع، حدود 80 درصد مواقع کار می کند) بلکه نشان دادن این است که این چیزی نیست که خودکنترل کننده های خوب به طور کلی به آن تکیه می کنند.


وقتی در مقابل وسوسه ها مقاومت می کنیم، تهی می شویم!

با نگاهی به نوع تحقیقات انجام شده تحت مفهوم خودکنترلی، به نظر می رسد که محققان این اصطلاح را به معنای واقعی کلمه گرفته اند و راهی مناسب برای مطالعه آن در آزمایشگاه یافته اند: «خودکنترلی باید در مورد «خود» و «کنترل» باشد. بیایید ببینیم وقتی مردم در برابر وسوسه مقاومت می کنند چه اتفاقی می افتد.


یک روش رایج برای مطالعه این گونه اعمال خودکنترلی در لحظه، پارادایم وظیفه دوگانه بوده است. همانطور که از نامش پیداست دو بخش دارد:


اول، شرکت کنندگان وظیفه ای را انجام می دهند که مستلزم مقاومت در برابر وسوسه یا مهار تکانه ها است. برای مثال، از آن‌ها خواسته می‌شود در حالی که به یک کاسه کلوچه خیره شده‌اند تربچه بخورند یا در حین تماشای فیلم از نشان دادن احساسات خودداری کنند.


سپس، شرکت کنندگان یک کار دوم و نامرتبط را انجام می دهند - اغلب نوعی پازل مانند یک سری آناگرام.


آنچه بیشتر این آزمایش‌ها نشان می‌دهند این است که افرادی که در بخش اول نیاز به اعمال خودکنترلی دارند، در قسمت دوم عملکرد کمتری دارند. بر اساس این یافته‌ها، محققان استدلال کرده‌اند که:

مقاومت در برابر وسوسه ها خسته کننده است. خستگی ذهنی ناشی از آن تخلیه نفس ابداع شده است.

خودکنترلی از منابع محدودی مشابه عضله استفاده می‌کند ، از این رو اصطلاح عضله/قدرت مدل خودکنترلی است.


اما نکته اینجاست:

نتایج مثبت زندگی که قبلاً مورد بحث قرار گرفت، مبتنی بر مطالعات کاهش نفس نیست. آنها اساساً بر اساس مطالعاتی هستند که خودکنترلی را از طریق پرسشنامه خود گزارشی اندازه‌گیری کرده‌اند. بنابراین تا همین اواخر، ما نمی‌دانستیم دقیقاً چه چیزی آنها را هدایت می‌کند.


آیا برخی از افراد فقط عضلات اراده قوی تری دارند، یعنی پس از مقاومت در برابر وسوسه ها کمتر تحلیل می روند؟ بر اساس تعداد مطالعات انجام شده در مورد کاهش نفس، این یک فرضیه وسوسه انگیز است.


خوشبختانه، ما مجبور نیستیم حدس بزنیم زیرا گروهی از محققان آلمانی آن را مورد آزمایش قرار دادند. آنها آزمایشاتی را بر اساس الگوی وظیفه دوگانه تنظیم کردند، اما سطح خودکنترلی شرکت کنندگان را از طریق یک پرسشنامه نیز اندازه گرفتند یکی در متاآنالیز که خودکنترلی را با بسیاری از پیامدهای زندگی مطلوب مرتبط می کند، استفاده می شود.

برند Rhode چیست؟ معرفی کامل برند محبوب هیلی بیبر و محصولات آن مطلب مرتبط برند Rhode چیست؟ معرفی کامل برند محبوب هیلی بیبر و محصولات آن


چیزی که آنها دریافتند این بود که خودکنترل کننده های خوب در برابر کاهش نفس آسیب پذیرتر هستند : آنها آب نبات بیشتری می خوردند و پس از اعمال کنترل خود تصمیمات خطرناک تری در یک بازی می گرفتند. شیرینی بیشتر ؟ تصمیمات پرخطرتر ؟


«خودکنترلی از شما در برابر استهلاک نفس محافظت نمی کند. به نظر می رسد افرادی که خود را به عنوان خودکنترل کننده های خوبی توصیف می کنند، ماهیچه های خودکنترلی ضعیف تری دارند، نه قوی تر».


چه خبر است؟ اگر خودکنترلی خصیصه ای از کاهش نفس محافظت نمی کند، چه چیزی در پس این همه نتایج مطلوب زندگی نهفته است؟


افرادی که خودکنترلی بالایی دارند وسوسه های کمتری را در زندگی روزمره خود تجربه می کنند!

در حالی که من در حال تحقیق در مورد این مقاله بودم، به نظر می رسید همه راه ها به یک مقاله خاص منتهی می شوند که حتی مستقیماً در مورد خودکنترلی نبود. بر اساس تعداد دفعاتی که به آن ارجاع داده شد، به نظر می رسید که یافته های آن واقعاً جامعه خودکنترلی را شگفت زده کرده است.


مقاله در مورد وسوسه های روزمره یا به زبان آکادمیک «پدیدارشناسی میل در زندگی روزمره» بود و از روش نمونه گیری تجربه استفاده می کرد.


اساساً، محققان از حدود 200 نفر در وورزبورگ آلمان خواستند تا به مدت یک هفته از بیپر (beeper) استفاده کنند و هر زمان که بیپر خاموش شد (هفت بار در روز) در مورد خواسته های فعلی یا اخیر خود گزارش دهند. اگر تمایلی را تجربه می‌کردند، از آنها چند سؤال در مورد آن پرسیده می‌شد و در برخی از نمونه‌ها نیز در مورد وضعیتی که در آن قرار داشتند (مثلاً اینکه آیا الکل مصرف کرده‌اند یا اینکه تنها بودند یا در جمع بودند) پرسیده می‌شد.


بیشتر یافته های این مطالعه تعجب آور نبود:

شرکت کنندگان در حدود 50 درصد مواقع نوعی تمایل را تجربه می کردند.

معمولاً آنها مایل به خوردن، خوابیدن، نوشیدن، استفاده از رسانه ها، یا داشتن اوقات فراغت یا تماس اجتماعی بودند.

هنگامی که شرکت کنندگان از خودکنترلی استفاده می کردند، اغلب موفق می شدند در برابر وسوسه ای که با آن مواجه بودند مقاومت کنند، در حدود 80٪ مواقع.


اما یافته‌های مربوط به یک زیرمجموعه خاص از شرکت‌کنندگان - آنهایی که امتیاز بالایی در معیار سنجش ویژگی خودکنترلی داشتند- شگفت‌انگیزتر بودند. این شرکت‌کنندگان به طور کلی خواسته‌های کمتری نداشتند، اما خواسته‌های مشکل‌ساز کمتری داشتند : آنها تضاد کمتر و مقاومت کمتری را در رابطه با خواسته‌های خود گزارش کردند.


به عبارت دیگر، افرادی که امتیاز بالایی در ویژگی خودکنترلی داشتند وسوسه های کمتری را در زندگی روزمره خود تجربه کردند.

این یافته‌ها مانند این است که محققان در نهایت تمرکز خود را از اعمال فردی خودکنترلی به افرادی که واقعاً در آن مهارت دارند، تغییر دهند و متوجه شوند که این افراد پوزخند می‌زنند: «فکر کردی ما در حال گذراندن زندگی با دندان قروچه هستیم، نه؟ ای احمق ها!».


"افراد با سطوح بالای خودکنترلی در اجتناب از وسوسه خوب هستند - نه مقاومت در برابر آن."


نویسندگان مقاله وسوسه‌های روزمره، گفتند که افراد دارای سطوح بالای خودکنترلی در اجتناب از وسوسه خوب هستند - نه مقاومت در برابر آن.


"این نتیجه‌گیری نشان‌دهنده بازنگری در نحوه عملکرد این ویژگی است."


نتیجه گیری آنها همچنین با یافته های طعنه آمیز مربوط به کاهش نفس همخوانی دارد: اگر خودکنترل کننده های خوب به طور کلی از وسوسه اجتناب می کنند، قابل درک است که وقتی در موقعیتی مصنوعی قرار می گیرند که در آن مجبور به مقاومت در برابر وسوسه می شوند عملکرد ضعیفی خواهند داشت.


افرادی که خودکنترلی بالایی دارند در ایجاد و ترک عادات خوب هستند!

یافته‌های مربوط به اجتناب از وسوسه، محققان را در مورد نقشی که عادت‌ها در خودکنترلی بازی می‌کنند کنجکاو کرده است. به هر حال، عادات راهی برای کاهش مقاومت با خودکار کردن یک رفتار هستند. شاید این همان چیزی است که آن افراد خوش شانس در آن خوب هستند.

به نظر می رسد که این مورد است. یک متاآنالیز نشان داد که خودکنترلی ویژگی قوی‌تر با رفتارهای خودکار به جای کنترل آگاهانه مرتبط است.


به طور خاص، مشخص شده است که افراد دارای ویژگی های بالای خودکنترلی دارای:

عادات ناسالم ضعیف تر خوردن تنقلات، عادات ورزشی قوی تر و عادات مدیتیشن قوی‌تر!


به نظر می‌رسد که «با تکیه بر عادت‌ها و روال‌های باثبات، افرادی که خودکنترلی بهتری دارند، می‌توانند رفتارهای مهم را به‌طور خودکار و بدون زحمت انجام دهند.»



تبلیغات در ارم بلاگ
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  بلاگسازان   |   فروش تجهیزات ویپ   |   وکیل حقوقی   |   توری سایبان گلخانه   |   مشاور ایرانی در لندن   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   آزمون نظام مهندسی   |   خرید آنتی ویروس   |   خرید کتراک   |   مصباح ترمز   |   مجله آشپزی   |   لینک پرومکس  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ مشاهده